از یک کیف ساده تا کارآفرینی؛ اشتغال‌زایی بانوی مشهدی با حمایت کمیته امداد

صدای چرخ‌های دوخت و برش چرم در کارگاه ۲۰ متری اکرم رستگار، روایتگر مسیر زنی است که چرم‌دوزی را از خانه آغاز کرد و با دریافت ۱۵۰ میلیون تومان تسهیلات اشتغال کمیته امداد، کارگاه خود را راه‌اندازی و زمینه اشتغال ۴ تا ۵ نفر را فراهم کرد.

سه‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳
از یک کیف ساده تا کارآفرینی؛ اشتغال‌زایی بانوی مشهدی با حمایت کمیته امداد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، در بازار ملل مشهد، میان رفت‌وآمد کسبه و صدای چرخ‌های دوخت، کارگاه کوچکی قرار دارد که برای صاحبش تنها یک محل کسب نیست؛ اینجا حاصل سال‌ها یادگیری، تجربه، صبر و تلاش است. فضای کارگاه حدود ۲۰ متر بیشتر نیست، اما در همین فضای محدود، تکه‌های چرم به کیف‌هایی تبدیل می‌شوند که قرار است راهی بازار شوند.

اکرم رستگار، متولد سال ۱۳۶۲ و ساکن مشهد، روزی چرم‌دوزی را تنها برای سرگرمی آغاز کرد؛ بدون اینکه تصور کند چند سال بعد همین علاقه، به حرفه‌ای جدی و سپس راه‌اندازی کارگاه شخصی تبدیل خواهد شد.

رستگار درباره شروع این مسیر می‌گوید: دخترم وقتی کلاس هفتم بود، از مدرسه یک بسته آموزش هنر و خلاقیت گرفته بود که داخلش چرم مصنوعی و یک‌سری وسایل اولیه بود. با هم یک کیف ساده درست کردیم.همان کیف ساده، شروع علاقه‌ای شد که به مرور جدی‌تر شد. او در خانه برای سرگرمی کیف می‌دوخت و کم‌کم دوستان، آشنایان و همسایه‌ها نیز به محصولاتش علاقه‌مند شدند و سفارش دادند.اول با چرم مصنوعی کار می‌کردم. بعد که بیشتر وارد کار شدم، سراغ چرم طبیعی رفتم.

سفارش‌های کوچک خانگی، به تدریج رستگار را به سمت یادگیری حرفه‌ای‌تر سوق داد. او می‌دانست برای تبدیل این علاقه به یک شغل واقعی، باید تجربه بیشتری به دست آورد.

یک روز در سایت دیوار با آگهی یک کارگاه چرم‌دوزی مواجه شد که به دنبال دوزنده بود. رستگار نمونه کارهایش را آماده کرد و برای کار مراجعه کرد. اومی گوید:  رفتم و نمونه کارهایم را بردم. قبولم کردند و مدت زیادی آنجا کار کردم. بیشتر دوخت‌های دستی انجام می‌دادم.

او چند سال در خانه فعالیت داشت و پس از آن حدود هفت تا هشت سال در کنار دیگر همکاران و در کارگاه‌های مختلف تجربه کسب کرد تا اینکه تصمیم گرفت خودش صاحب یک کارگاه شود.اما راه‌اندازی کارگاه برای او ساده نبود. سرمایه‌ای نداشت و شرایط اقتصادی خانواده نیز امکان تأمین هزینه اولیه را فراهم نمی‌کرد. در همین شرایط، تسهیلات اشتغال کمیته امداد به کمک او آمد.

رستگار با اشاره به دریافت تسهیلات از کمیته امداد منطقه چهار مشهد می‌گوید: سال ۱۴۰۳ از کمیته امداد ۱۵۰ میلیون تومان وام گرفتم. من هیچ سرمایه‌ای نداشتم و تقریباً همین پول، سرمایه شروع کارم شد.

کارگاه شخصی او حدود آبان سال ۱۴۰۳ راه‌اندازی شد و اکنون نزدیک به دو سال است که فعالیت می‌کند. پشت این شروع، البته شرایط اقتصادی آسانی وجود نداشت. همسر رستگار شاطر نانوایی است و سال‌ها کار سنگین، آسیب جدی به کمر او وارد کرده بود و نیاز به عمل جراحی داشت.

رستگار درباره شرایط آن روزهای خانواده می‌گوید: پولی برای عمل نداشتیم. تنها پول رهن خانه‌ای که داشتیم برای عمل همسرم هزینه شد. بعد از آن مستأجر شدیم و الان هم حدود دو سال است در خانه‌ای که خیریه در اختیارمان گذاشته، زندگی می‌کنیم.به این ترتیب، تسهیلات اشتغال کمیته امداد برای رستگار فرصتی بود تا مهارتی را که سال‌ها برای آن وقت گذاشته بود، به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند.

از کارگاه ۲۰ متری تا اشتغال چند نفر

امروز در کارگاه رستگار دو تا سه نفر به صورت مستقیم فعالیت می‌کنند و دو تا سه نفر دیگر نیز در بخش دوخت دستی و در خانه با او همکاری دارند. تعداد نیروها البته به میزان سفارش‌ها وابسته است و زمانی که سفارش‌ها بیشتر باشد، تعداد افرادی که از این فعالیت کسب درآمد می‌کنند نیز افزایش پیدا می‌کند.

او می‌گوید: اگر سفارش داشته باشیم، معمولاً چهار، پنج نفر می‌توانند مشغول کار باشند. رستگار اما تنها به دنبال افزایش تولید نیست؛ یکی از دغدغه‌هایش پیدا کردن نیروی مناسب و به‌ویژه فراهم کردن فرصت کار برای زنان است.

او می گوید: اگر خانم‌هایی هستند که تحت پوشش هستند و دنبال کارند. من حاضر هستم آموزش بدهم.یک نفر نیز معرفی شد، اما همکاری به دلیل مخالفت خانواده آن فرد ادامه پیدا نکرد. خانواده این خانم با کار کردن او در کارگاهی که یک نیروی مرد نیز در آن حضور داشت، موافق نبودند و او پس از مدت کوتاهی کارگاه را ترک کرد.

با این حال، رستگار همچنان برای آموزش نیروهای جدید آمادگی دارد و حتی حاضر است آموزش را رایگان انجام دهد؛ البته به شرطی که فرد پس از یادگیری مهارت، برای مدتی در کارگاه بماند.

او می گوید: اگر کسی بخواهد واقعاً کار کند، رایگان آموزش می‌دهم. اما نمی‌شود کسی را شش ماه یا یک سال آموزش بدهم و بعد که کار را یاد گرفت، برود. دوست دارم کسی که آموزش می‌بیند حداقل حدود دو سال با من کار کنداو پیش از این نیز در بسیج و مسجد به جوانان آموزش داده است، اما هدف امروز او از آموزش، بیشتر تربیت نیروی کار و توسعه فعالیت کارگاه است.

در کارگاه رستگار چند دستگاه اصلی برای تولید کیف وجود دارد؛ چرخ راسته، دستگاه لیویس یا لیس برای نازک کردن چرم، دستگاه بطر و یک چرخ دوپایه.اما برای توسعه تولید، یک دستگاه دیگر بیش از همه مورد نیاز اوست؛ چرخ کف‌دوز.

رستگار می‌گوید: نبود این دستگاه باعث شده بخش قابل توجهی از سفارش‌ها را از دست بدهد. الان چرخ کف‌دوز خیلی لازم دارم. به خاطر اینکه این دستگاه را ندارم، تقریباً نصف سفارش‌ها را نمی‌توانم قبول کنم.قیمت این دستگاه در بازار به گفته او حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است؛ با این حال، رستگار اخیراً یک دستگاه تمیز و نمایشگاهی پیدا کرده که فروشنده آن را با قیمت ۹۰ میلیون تومان نقد عرضه می‌کند. رستگار حالا امیدوار است کمیته امداد در مسیر توسعه کارگاه نیز از او حمایت کند.

او می‌گوید: اگر کمیته امداد بتواند برای توسعه کارگاه یا ایجاد کار، هر عنوانی که امکانش هست، تسهیلاتی بدهد، می‌توانم این دستگاه را بخرم. با داشتن دستگاه کف‌دوز، سفارش‌های بیشتری قبول می‌کنم و می‌توانم تولید را بیشتر کنم.

به گفته او، تهیه این دستگاه فقط به معنای خرید یک وسیله جدید نیست؛ بلکه می‌تواند ظرفیت پذیرش سفارش و در نتیجه تعداد افرادی را که در فرآیند تولید مشغول می‌شوند، افزایش دهد.

کارگاه رستگار بیشتر برای عمده‌فروشان و بنکداران بازار ملل تولید می‌کند. سفارش دریافت می‌شود، محصولات دوخته می‌شوند و پس از آماده شدن به سفارش‌دهنده تحویل داده می‌شوند.

او می‌گوید:فروش مستقیم نداریم. بیشتر برای بنکدارهای بازار ملل تولید می‌کنیم. سفارش می‌دهند، ما تولید می‌کنیم و تحویل می‌دهیم.البته بازار همیشه شرایط یکسانی ندارد. به گفته رستگار، بازار ملل از نظر رفت‌وآمد چندان پررونق نیست، اما قیمت و شرایط اجاره برای فعالیت تولیدی مناسب‌تر است.ئمشکل اصلی برای او فروش محصول نیست، بلکه استمرار سفارش‌هاست. وقتی بازار بنکدارها بخوابد، سفارش ما هم متوقف می‌شود.

او تاکنون بازار عمده‌فروشی خارج از مشهد را نیز به شکل مستمر تجربه نکرده است. هرچند اقوام و آشنایانی از شهرهای دیگر محصولاتش را خریداری کرده‌اند، اما سفارش عمده و مستمر از شهرهای دیگر ندارد.

رستگار یکی از مشکلات فعالیت خود را نوسان بازار می‌داند. شرایط اقتصادی و اتفاقات و ناآرامی‌های اخیر نیز در مقاطعی باعث توقف بازار و کاهش سفارش‌ها شده است.از سوی دیگر، پیدا کردن نیروی ماهر نیز برای او آسان نیست.با این حال، کارگاه در حدود دو سال گذشته فعال مانده و رستگار تلاش کرده با وجود نوسان سفارش‌ها، مسیر کاری خود را ادامه دهد.

او می‌گوید: برای ماندن در این حرفه باید سختی‌ها را پذیرفت؛ موضوعی که خودش سال‌ها آن را تجربه کرده است.

وقتی از رستگار درباره مهم‌ترین ویژگی یک کارآفرین سؤال می‌شود، بدون مکث از «صبر» نام می‌برد و میگوید: به نظر من مهم‌ترین ویژگی یک کارآفرین صبر است. مادرم خیلی آدم آرامی بود و من هم با گذشت زمان و سختی‌هایی که کشیدم، صبر را یاد گرفتم.

او معتقد است: کارآفرینی فقط با سرمایه آغاز نمی‌شود. علاقه، مهارت، استمرار و تحمل سختی‌ها نیز بخشی از این مسیر هستند.رستگار خودش گاهی تا نیمه‌های شب در کارگاه می‌ماند.گاهی تا نصف شب کار می‌کنم. بعضی وقت‌ها آن‌قدر درگیر کار می‌شوم که یادم می‌رود ناهار یا حتی صبحانه بخورم.

این بانوی کارآفرین درباره تجربه خود برای جوانانی که می‌خواهند وارد بازار کار شوند، می‌گوید ابتدا باید علاقه واقعی خود را پیدا کنند و سپس برای یادگیری و پیشرفت در همان مسیر صبور باشند.او ادامه می دهد:  اگر کسی واقعاً به کاری علاقه دارد، دنبال همان کار برود. نباید از سختی‌ها بترسد. باید صبر داشته باشد و ادامه بدهد.

او از دختر ۱۸ ساله‌ای یاد می‌کند که مدتی در کارگاهش فعالیت داشت و آرزو می‌کرد روزی کارگاه خودش را راه‌اندازی کند، اما سرمایه کافی نداشت.رستگار به او توصیه کرده بود که ابتدا مهارتش را کامل کند و تجربه به دست آورد تا وقتی فرصت فراهم شد، آمادگی استفاده از آن را داشته باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار