به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کمیته امداد، پشت ویترین مغازه، پارچهها و محصولات دوختهشده آشپزخانه قرار گرفتهاند؛ کاورها و سرویسهایی که هر کدام حاصل ساعتها برش، دوخت و دقت هستند. در بخش دیگری از همین مغازه، چرخهای خیاطی قرار گرفتهاند تا فضای فروش و تولید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
زهرا وفائی عشرتآباد، بانوی کاشمری متولد سال ۱۳۶۲، سالهاست با هنر خیاطی و دوختودوز بیگانه نیست. علاقه او به کارهای هنری از دوران کودکی و در کنار مادرش شکل گرفت؛ زمانی که مادرش گلدوزی میکرد و او نیز به یادگیری گلدوزی و تکهدوزی پرداخت.
او میگوید: مادرم گلدوزی میکرد و من هم از همان زمان در کنارش گلدوزی و تکهدوزی یاد گرفتم. مدتی این کار را ادامه دادم، اما کمکم گلدوزی از مد افتاد و من وارد کار تولید محصولات آشپزخانه شدم.
شروع فعالیت حرفهای او در این حوزه نیز اتفاقی ساده داشت؛ تهیه یک سرویس آشپزخانه برای خواهرش.او ادامه میدهد: «رای خواهرم یک سرویس آشپزخانه گرفتیم. از آن کار خوشم آمد و با خودم گفتم میتوانم خودم هم این محصولات را تولید کنم. از همانجا شروع کردم، کمکم سفارش گرفتم و کار را ادامه دادم.
محصولات این بانوی کارآفرین شامل انواع کاور و سرویسهای آشپزخانه، سرویس نوزاد و محصولات مورد استفاده در جهیزیه و عروس است؛ محصولاتی که بخشی از آنها متناسب با سفارش مشتری تولید میشوند.
وفائی پیش از دریافت تسهیلات کمیته امداد نیز در خانه فعالیت میکرد و بخشی از وسایل مورد نیاز را در اختیار داشت. چرخ خیاطی او از سالهای قبل در خانهاش بود و پارچه و مواد اولیه را نیز بهتدریج تهیه میکرد.
او میگوید: قبل از اینکه وام بگیرم هم در خانه کار میکردم. چرخ خیاطیام از قبل داشتم و روی جهیزیهام بود. پارچه هم کمکم میخریدم؛ مثلاً دو یا سه طاقه تهیه میکردم و با همان کار را پیش میبردم.
دریافت تسهیلات اشتغال کمیته امداد در سال ۱۴۰۳، فرصت تازهای برای توسعه این فعالیت فراهم کرد.او ادامه میدهد: حدود سال ۱۴۰۳ بود که از کمیته امداد ۱۵۰ میلیون تومان وام گرفتم. این تسهیلات کمک کرد که بتوانم کارم را توسعه بدهم و از فضای خانه بیرون بیایم و مغازه راهاندازی کنم.
یکی از اقداماتی که با استفاده از این تسهیلات انجام شد، خرید یک دستگاه راستهدوز بود؛ تجهیزی که به گفته او برای توسعه فعالیت تولیدی ضروری بود.او میگوید: قبلاً با چرخ ژانومه کار میکردم. بعد از دریافت وام، یک راستهدوز خریدم. این دستگاه برای کار تولیدی خیلی کمکم کرد.
مغازهای که هم کارگاه است، هم محل فروش
وفائی اکنون یک مغازه در کاشمر دارد که محل تولید و عرضه محصولات اوست. بخشی از فضای مغازه به چرخهای خیاطی و کارگاه اختصاص دارد و محصولات نیز در همان محل به مشتریان عرضه میشوند.
او میگوید: الان مغازه دارم و کارگاه هم داخل همین مغازه است. دو تا چرخ دارم و بعضی وقتها شاگرد هم داشتهام. یک نفر هم به عنوان شاگرد با من کار میکرد.به این ترتیب، فعالیت این بانوی کارآفرین علاوه بر ایجاد زمینه درآمد برای خودش، به صورت مستقیم برای یک نفر نیز فرصت شغلی ایجاد کرده است.
بازار؛ چالش همیشگی تولید
اگرچه وفائی توانسته است کسبوکار خود را از خانه به مغازه منتقل کند، اما بازار فروش همچنان یکی از دغدغههای اصلی اوست.او میگوید: بازار خیلی راکد است. اگر تنها نباشم و دو نیروی کار داشته باشم و تولیدم را بیشتر کنم، نمیدانم با شرایط فعلی بازار چطور میتوانم فروش داشته باشم. چون بازار واقعاً خوب نیست.
او محصولاتش را علاوه بر مراجعه حضوری مشتریان، از طریق فضای مجازی نیز معرفی میکند و در روبیکا صفحهای برای عرضه محصولات دارد. بخشی از مشتریان نیز از طریق فامیل، آشنایان و اهالی محله با کار او آشنا شدهاند.
او ادامه میدهد: پیج روبیکا دارم و در فامیل و آشنا و محله هم خیلیها من را میشناسند. اگر وقت داشته باشم مشتری هم دارم، اما چون دست تنها هستم، تولیدم در حد بالا نیست.
نیروی کار؛ دغدغهای برای توسعه
وفائی برای توسعه فعالیت خود به نیروی کار نیاز دارد و حتی از کمیته امداد نیز برای معرفی نیرو درخواست داشته است، اما پیدا کردن نیرویی که بتواند به شکل ثابت ادامه دهد، آسان نبوده است.
او میگوید: یک نفر از نیروهایی که داشتم حدود شش، هفت ماه کار کرد، اما چون مسیرش دور بود، ادامه نداد. خودم هم درخواست نیرو از کمیته امداد داشتهام.در حال حاضر نیز فردی که در کنار او آموزش میبیند، بیشتر برای یادگیری این حرفه حضور دارد و نیروی ثابت تولیدی محسوب نمیشود.
وفائی داشتن دو فرزند، یک دختر ۲۱ ساله و یک پسر ۱۶ ساله، را از انگیزههای مهم خود برای ادامه فعالیت میداند؛ اما در کنار نیاز مالی، علاقه به کارهای هنری نیز برای او اهمیت دارد.او میگوید: هم نیاز مالی داشتم و هم به این کار علاقه دارم. اگر علاقه نداشته باشی، زیاد نمیتوانی ادامه بدهی و بالاخره کار را رها میکنی.
او ادامه میدهد: از بچگی در خانواده اهل کار بودیم. بعد از ازدواج هم با توجه به شرایط زندگی و اینکه مستأجر بودیم، همیشه سعی کردم به اندازه توانم کار کنم.برای او، راهاندازی مغازه تنها یک تصمیم اقتصادی نبوده است؛ حضور در محیط کار و ارتباط با مردم، بخشی از انگیزه او برای ادامه این مسیر بوده است.
او میگوید: بیشتر به خاطر تنهایی از خانه بیرون آمدم. وقتی در خانه بودم، خیلی تنها بودم. آمدن به مغازه و رفتوآمد مردم باعث شده حال و هوایم بهتر شود. شاید از نظر مالی همیشه شرایط ایدهآل نباشد، اما از نظر روحی برایم خیلی خوب بوده است.
چشمانداز؛ توسعه برای خدمت بیشتر
وفائی آینده کسبوکار خود را در توسعه تولید، افزایش درآمد و ایجاد فرصت بیشتر برای دیگران میبیند.او میگوید: آدم اگر بتواند دوست دارد کارش را توسعه بدهد و پیشرفت کند؛ هم نیازهای خودش را برطرف کند و هم بتواند برای جامعه استفادهای داشته باشد و نیاز دیگران را هم برطرف کند.
این بانوی کارآفرین حمایت کمیته امداد را در شروع و توسعه فعالیت خود مؤثر میداند و در عین حال معتقد است تسهیلات باید به شکلی باشد که امکان توسعه کسبوکار و افزایش درآمد را برای دریافتکننده فراهم کند.
او ادامه میدهد: وام برای من خوب بود و کمک کرد که بتوانم شروع کنم و از خانه بیرون بیایم. اگر شرایطی باشد که بتوانی با کمک آن کارت را توسعه بدهی و درآمدت را بیشتر کنی و پیشرفت داشته باشی، خیلی بهتر است.
زهرا وفائی عشرتآباد حالا در مغازه کوچکش، میان چرخهای خیاطی و پارچههایی که قرار است به کاور و سرویس آشپزخانه تبدیل شوند، همچنان به کار ادامه میدهد؛ کسبوکاری که برای او تنها راهی برای تأمین هزینههای زندگی نیست، بلکه فرصتی برای حفظ علاقه قدیمیاش به هنر، ارتباط با جامعه و ساختن آیندهای مستقلتر است.
نظر شما