روایتی از حماسه دختران طرح یاس هرمزگان در روزهای جنگ رمضان

در روزهایی که هرمزگان بوی اضطراب و اشک می‌داد، در روزهایی که خبر شهادت دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب دل‌ها را لرزاند، گروهی از دختران این سرزمین بی‌هیاهو قد کشیدند؛ نه با شعار، که با عمل.

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۹
روایتی از حماسه دختران طرح یاس هرمزگان در روزهای جنگ رمضان

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی کمیته امداد، لیلا خوش‌نواز، مدیرعامل تشکل «بال‌های پرواز خلیج فارس» و از دختران طرح یاس هرمزگان است. او به همراه بیش از 200 دختر یاسی فعال در ایام جنگ رمضان در میدان حضور داشتند.

استان هرمزگان امروز بیش از ۱۰ هزار دختر طرح یاسی عضو کانون پرواز یاس‌های خلیج فارس دارد که همگی عضو و آموزش‌دیده جمعیت هلال‌احمر هستند و برای روزهای بحران آماده‌اند.

آنچه می‌خوانید، تلفیقی است از روایت، گزارش و گفت‌وگویی صمیمی با این مدیر فرهنگی.

آن روز، شهر رنگ دیگری داشت

خانم خوش‌نواز، نخستین لحظه‌ای که خبر حمله منتشر شد را خوب به خاطر دارد:

در مسیر کمیته امداد بودم که خبر رسید. هنوز هیچ چیز قطعی نبود. فقط می‌گفتند جنگ شروع شده. بانک‌ها از کار افتاده بود، مردم با عجله از اداره‌ها بیرون می‌آمدند تا بچه‌هایشان را از مدرسه ببرند. دلشوره‌ای عجیب در شهر جریان داشت .ابتدا فقط گفته شد «یک مدرسه» هدف قرار گرفته است. اما ساعاتی بعد نام مدرسه اعلام شد؛ مدرسه شجره طیبه میناب.

وقتی اسم مدرسه آمد، انگار زمان ایستاد. دوستانی داشتیم که آنجا تدریس می‌کردند. مادرانی که فرزندانشان آنجا بودند. میناب در بهت فرو رفت. آن روز، دیگر هرمزگان همان هرمزگان همیشه نبود.

دختران یاسی در خط مقدم امداد

در همان ساعات اولیه، دختران یاسی که عضو تیم‌های آموزش‌دیده هلال‌احمر بودند، وارد میدان شدند:

بیش از ۲۰۰ دختر یاسی فعال ما در همان ساعات اولیه اعلام آمادگی کردند. برخی در تیم‌های واکنش سریع امداد و نجات هلال‌احمر بودند؛ برخی در تیم سحر (حمایت‌های روانی پس از حادثه). هرکدام در جایگاه خودشان ایستادند.

دخترانی که دوره‌های تخصصی دیده بودند، در کنار نیروهای امدادی حضور یافتند؛ در ساماندهی، پشتیبانی، کمک‌های اولیه و مدیریت صحنه. اما شاید سخت‌ترین مأموریت، مأموریت دل‌ها بود.

وقتی به میناب رفتیم، مادران فقط گریه نمی‌کردند؛ شوکه بودند. بعضی‌ها حرف نمی‌زدند. دختران یاسی ما کنارشان نشستند. نه به عنوان امدادگر صرف؛ به عنوان دختر. به عنوان هم‌دل. دست گرفتند، گوش دادند، اشک ریختند، آرام کردند.

خوش‌نواز می‌گوید: اینجا دیگر آموزش کافی نبود؛ مادرانگی لازم بود. و دختران ما نشان دادند که یک لشکر مادرانه‌اند.

با گذر از ساعات اولیه بحران، نقش‌آفرینی دختران یاسی شکل تازه‌ای به خود گرفت. در میدان‌های میناب و بندرعباس، غرفه‌های نذر، تبیین و شورآفرینی برپا شد؛  ایستگاه‌هایی برای روشنگری، همدلی، جمع‌آوری کمک‌ها و تقویت روحیه مردم.

دشمن می‌خواست ناامیدی را در شهر تزریق کند. اما دختران ما ایستادند. با لبخند، با پرچم، با روایت امید. اجازه ندادند فضای شهر به سمت یأس برود. بسته‌بندی اقلام، تهیه داروهای مورد نیاز، پیگیری کمبودها، حضور در برنامه‌های فرهنگی و دیدار با خانواده شهدا؛ همه این‌ها بخشی از فعالیت‌های همان روزها بود.

اما یکی از پرشکوه‌ترین صحنه‌ها، مراسم بدرقه و تشییع سردار تنگسیری، فرمانده موج‌های نیلگون فارس و «سردار خلیج» بود.

خوش‌نواز با صدایی که هنوز از آن روزها تأثیر گرفته، می‌گوید: دختران کانون پرواز یاسی‌های خلیج فارس تصمیم گرفتند برای سردارشان موج‌آفرینی کنند. گفتند این بدرقه باید در شأن یک سرباز بزرگ ایران باشد.

آن روز، حضور گسترده دختران یاسی در مراسم تشییع، جلوه‌ای از شکوه و قدردانی بود؛ با نظم، با پرچم‌های یاسی، با اشک و با افتخار. ما نیامده بودیم فقط عزاداری کنیم. آمده بودیم بگوییم راه این سردار ادامه دارد. آمده بودیم عزت را همراهش کنیم.

مدیرعامل تشکل بال‌های پرواز خلیج فارس تأکید می‌کند: امروز در استان هرمزگان بیش از ۱۰ هزار دختر یاسی عضو کانون پرواز یاس‌های خلیج فارس هستند. این‌ها عضو جمعیت هلال‌احمرند، آموزش دیده‌اند، کارت دارند، دوره گذرانده‌اند و برای روز مبادا آماده‌اند. ما در جنگ رمضان نشان دادیم که این ظرفیت فقط روی کاغذ نیست. دختران ما پای کار آمدند؛ بی‌منت، بی‌ادعا.

با وجود همه این تلاش‌ها، مشکلات هم کم نبود. بسیاری از این دختران دانشجو یا جویای کارند. هزینه رفت‌وآمد برایشان سخت است. اما با این حال حضور دارند. چیزی که آن‌ها را نگه داشته، باور به خدمت است.

او تأکید می‌کند حمایت از این نیروهای داوطلب، سرمایه‌گذاری برای آینده اجتماعی استان است. می‌خواهیم حقیقت زحمات این دختران دیده شود. این‌ها قهرمانان بی‌ادعای هرمزگان‌اند. در جنگ رمضان، دختران یاسی ثابت کردند که می‌شود هم لطیف بود، هم مقاوم؛ هم اشک ریخت، هم ایستاد.

شاید روایت این روزها را بتوان این‌گونه جمع‌بندی کرد: در روزهایی که دشمن به دنبال شکستن روح یک استان بود، دخترانی که نشان دادند هرمزگان فقط ساحل و دریا نیست؛  لشکری از قلب‌های بیدار است که هر زمان نیاز باشد، برای امداد، برای امید، برای عزت به میدان می‌آیند.

انتهای پیام

آخرین اخبار

آینه رسانه